تبليغاتX
(زنگ تفريحي براي جوانان)
(زنگ تفريحي براي جوانان)
خوش امدیدلطفا نظر وپیشنهاد فراموش نکنید
کاش میشد دلتنگی ها و خستگی ها را با کلمات از دل بیرون کرد

کاش میشد درد ها و غصه ها را با اشک از چشمها دور کرد

کاش میشد چو کبوتر پرواز کردن

                                        ناله ها را فریاد کرد

                                                           درآغوش گرم زنده گی , عشق را آغاز کرد

love

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:49  توسط saeed_سعيد | 
) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام

می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .

( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .

( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .

( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .

( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .

( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .

( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .

( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .

( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:47  توسط saeed_سعيد | 

 

دسته گلی از عشق تقدیم به همه مادران

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:45  توسط saeed_سعيد | 
 

کاش قطره ی اشکی بودم که از گوشه ی چشمانت زاده می شدم وبر روی گونه هايت زندگی می کردم ودر گوشه ی لبانت زندگی را وداع می گفتم .کاش باران بودم تا که غبار از تنت می شستم وای کاش غنچهء گلی بودم که مرا با خود می برد ولی افسوس که نه بارانم ،نه چشمه ام ونه غنچه ولی هر چه هستم((دوستت دارم ای الهه عشق))

 

   تولدت مبارک عموی عزیزم .         تولدت مبارک عموی  عزیزم .

 

كاش ترازويي براي اندازه گيري دلتنگي و عشق وجود داشت

كاش مي توانستي در روياهايم بخوابي و در آرزوهايم بيدار شوي

كاش بين لبهاي من و نام تو عزيز هيچ فاصله اي نبود

كاش به جز تاخير ديدار هيچ گله اي نبود

 

 

 

 

وقتي كسي رو دوست داري حاضري جون فداش كني

حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش كني

به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بكشي حتي رو برگ زندگي

وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون مي زني

خيلي چيزا رو ميشكني تا دل اون رو نشكني

حاضري كه بگذري از دوستاي امروز و قديم

اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم

حاضري جونتو بدي يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذره گرد و خاك تو معبد چشاش نره

حاضري هر كي جز اونو زودي فراموش بكني

پشت سرت هر چي ميگن چيزي نگي گوش نكني

وقتي كسي رو دوست داري صاحب كلي ثروتي

نذار كه از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي

 

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:44  توسط saeed_سعيد | 
2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:43  توسط saeed_سعيد | 
سکوت را می پذيرم

اگر بدانم،

روزی با تو سخن خواهم گفت

تيره بختی را می پذيرم

اگر بدانم ،

روزی چشمان تو را خواهم سرود

مرگ را می پذيرم

اگر بدانم ،
2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:39  توسط saeed_سعيد | 
چند جك واسه استراحت
۱-نمازخاندن معتادان

بشم رحیم  قلفو داد به احد  احد داد به شمد لم داد این ور لم داد  اون ور ولکن کفرش در اومد احد

۲- از ترکه می پرسن معنی کلمه اهم(Ehhmm)که دردستشویی کاربرد زیادی دارد چیست میگه :Eیعنی انرژی hیعنی هسته ای H یعنی حقmیعنی مسلم mیعنی ماست

۳-به ترکه میگن سفر حج چتور بود میگه خیلی سنگ خورد به سر و صورتم اما اخر بوسیدمش

۴- بیشتر امار چهارشنبه سوری درتبریز گزارش شده چون آتیش رو کنار دیوار درست میکنن و از روش میپرن 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 14:59  توسط saeed_سعيد | 
چند جك واسه استراحت
۱-نمازخاندن معتادان

بشم رحیم  قلفو داد به احد  احد داد به شمد لم داد این ور لم داد  اون ور ولکن کفرش در اومد احد

۲- از ترکه می پرسن معنی کلمه اهم(Ehhmm)که دردستشویی کاربرد زیادی دارد چیست میگه :Eیعنی انرژی hیعنی هسته ای H یعنی حقmیعنی مسلم mیعنی ماست

۳-به ترکه میگن سفر حج چتور بود میگه خیلی سنگ خورد به سر و صورتم اما اخر بوسیدمش

۴- بیشتر امار چهارشنبه سوری درتبریز گزارش شده چون آتیش رو کنار دیوار درست میکنن و از روش میپرن 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 14:59  توسط saeed_سعيد | 
اهو

اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.


نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 14:23  توسط saeed_سعيد | 
دوست معمولی.دوست واقعی
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي
شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي
اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي
شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي
يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي
زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي
از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي
ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي
دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي
سعي در حل آنها ميکند.
دوست واقعي
ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
يک دوست معمولي
دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي
سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي
مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي
به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي
مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي
ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.
2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 14:14  توسط saeed_سعيد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خداوندا . به من چگونه زيستن را بياموز . چگونه مردن را خود خواهم آموخت

نوشته های پیشین
آذر 1386
تیر 1385
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
پیوندها
اخبار رايانه واينترنت
  تكنولوژي اطلاعات
  باشگاه فرهنگي ورزشي جنوب بستك
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان